شيخ ذبيح الله محلاتى

51

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

سأحفظ غسانا على بعد داره * و أرعاه حتى نلتقي يوم نحشر و إني لفي شغل عن النّاس كلّهم * فكفوا فما مثلي من النّاس يغدر سأبكي عليه ما حييت بعبرة * تجري على الخدّين منّي فتكثر تا اينكه مردم باصرار زياد ام عقبه را بيچاره كردند او هم بناچار قبول كرد و در شب زفاف غسّان را در خواب ديد كه اين اشعار را مىخواند غدرت و لم ترعى لبعلك حرمة * و لم تعرفي حقّا و لم تحفظي عهدا و لم تصبري حولا حفاظا لصاحب * حلفت له يوما و لم تنجزي وعدا غدرت به لمّا ثوى فى ضريحه * كذلك ينسى كلّ من سكن اللّحدا ام عقبه با وحشت بسيار از خواب بيدار شد به‌طورىكه گويا غسّان حاضر بوده و در پاسخ استفسار از سبب آن گفت غسّان زندگانى را براى من تيره‌وتار كرد و ديگر رغبتى در فرح و سرورم نگذاشت كه در خوابم آمده و اين اشعار را خوانده پس آنها را تكرار كرده مىگريست و زنان هرچه خواسته‌اند او را مشغول بنمايند فايده نمىكرد تا اينكه ايشان را اغفال كرده كاردى بدست گرفت و خودش را ذبح نموده فداى دوست خود گرديد و اسم و زمان ام عقبه بدست نيامده در المنثور ص 60 امّ العلاء دختر يوسف تاجر اندلسى از ادبا و شعراى موضعى بنام وادى الحجاره از بلاد اندلس و اين زن اديبه فصيحه عاقله جميله كامله طبعى سرشار داشته و در فصاحت و فطانت مشهور بوده و از اشعار او است كه در مدح خاندانى گفته كلّ ما يصدر منكم حسن * و بعليا كم بحلى الزّمن تعطف العين على منظركم * و بذكراكم تلذ الاذن من يعش دونكم في عمره * فهو في نيل الأماني يغبن و نيز به پيرمردى كه عاشق او بوده نوشته است الشّيب لا ينجع فيه الصّبا * بحيلة فاسمع الى نصحي